تبلیغات
قــرآن - مقاله پژوهشی در مورد قرآن و اجتماع
شنبه 11 دی 1389

مقاله پژوهشی در مورد قرآن و اجتماع

   نوشته شده توسط: حسین عمارلو    

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رشته : مقاله

موضوع مقاله : قرآن و اجتماع

با استفاده از سوره مباركه یوسف

مقدمه:

      از آنجا كه خداوند طبق بیان خود در قرآن كریم انسان را اشرف مخلوقات بیان نموده و جانشین خود در زمین قرار داده است با حكمت خودبه انسان عقل عطا نموده و اورا در معرض آزمون قرار داد تا با نشان دادن خود درجه كسب كند و بهترین ملاك و بالاترین درجه را برای او تقوی درنظر گرفت : (( اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقیكُمْ )) وچون یكی از صفات ثبوتیه خداوند عدالت است خداوند كتاب ((قرآن)) را بعنوان مكمل عقل برای او فرستادوبرای اینكه از كتاب استفاده صحیح برده شود مفسر ارسال نمود – پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) – پس اگر ما درست به تعالیم قرآن و انبیاء بنگریم و آنرا سر لوحه زندگی و كار خود قار دهیم بدون شك به پیشرفت مورد قبول پروردگارخواهیم رسید.

     در این مقاله كوتاه نقش قرآن در اجتماع را در سوره مباركه یوسف از آیه 1 تا 50 بررسی می كنیم تا مشخص شود اگر كسی به تمام آیات قرآن توجه كند به كمال مطلق انسانی كه همان جانشینی خداوند است خواهد رسید.

جامعه و نیاز او به وحی الهی

 

     طبق آیات همین سوره ، حضرت یوسف در خواب دید كه یازده ستاره و خورشید و ماه او را سجده می كردند و طبق تعبیر حضرت یعقوب كه به حضرت یوسف فرمودند : شما توسط خداوند برگزیده شده اید و به مقام پیامبری خواهید رسید؛ معلوم می شود كه وحی رسیدن به افراد و برگزیده شدن آنان به مقام پیامبری از طرف خداوند است و افراد خاصی را شامل می شود چون او یعنی خداوند دانا و حكیم است و بر مبنای حكمتش برای انسان مفسر و راهنما گزینش می كند چون در غیر این صورت لطف و رحمت و مهربانی پروردگار زیر سوال خواهد رفت لذا اگر افرادی فقط تنها به عقل و بدون استفاده از تعالیم جهان شمول قرآن و انبیاء و زندگی جهان را در دست گیرند هم خود و هم جامعه را به بی راهه خواهند برد و اكنون غرب وتفكرغربی می خواهد جهان بدون خداوند را تبلیغ نماید كه این مشكل اصلی جوامع بشری است و لازم است با این تفكر برای نجات انسان مقابله شود.

حسد و حسادت بعنوان یک بیماری روحی و روانی     

 

        آنچه ازآیات قرآن در این سوره و حتی در سوره های دیگر قرآن مخصوصا آیه ((7)) همین سوره بر می آید این است كه این بیماری می تواند در تمام افراد اجتماع وجود داشته باشد حتی فرزندان پیامبران به گونه ای كه قصد قتل و هلاكت برادر خود را بنمایند. بعنوان مثال برادران حضرت یوسف وقتی این مقام را برای او متوجه شدند تصمیم به قتل او گرفتند و او را در چاه افكندند. نمونه دیگر این عمل قتل هابیل توسط برادرش قابیل است  آنجا كه دید هدیه برادرش هابیل مورد پذیرش خداوند واقع شد و هدیه او رد شد حسادت ورزید و برادرش را كشت و قرآن بارها انسان را برای نجات از این بیماریها ، پناه بردن به ذات اقدس الهی را یادآور شده است .

رعایت حقوق فرزندان

 

     آنچه ازتعالیم الهام بخش قرآن و اسلام بر می آید این است كه انسان باید نسبت به تمام فرزندان خود لطف و مرحمت نماید و كوشش كند در هر زمان عدالت را نسبت به فرزندان رعایت كند و به گونه ای نباشد كه با لطف و اهمیت دادن به یكی یا تعدادی از فرزندان حس حسادت را در دیگران تقویت نماید.

انسان و مبارزه او با شیطان

 

     انسان از آنجا كه با انتخاب او به عنوان جانشینی خداوند رتبه گرفت و خداوند از موجودات دیگر خواست كه این رتبه آدم را ارج نهند و او را سجده كنند و تمامی موجودات دستور خداوند را اجابت نمودند شیطان تمرد از دستور حق تعالی نمود و از سجده آدم سر باز زد و خداوند او را از درگاه خود راند و مورد غضب خداوند واقع گردید . لذا كینه انسان را به دل گرفت و گفت كه تمام انسانها را گمراه خواهم نمود و خداوند هم فرمود هر كس از دستورات تو پیروی كند به دوزخش می فرستم به همین علت انسان دائما در معرض اغوای شیطان است  مگر ((مخلصین له الدین))

شیطان برای فریب انسان راههایی دارد

 

     انسان با فطرت پاك آفریده شده است و در فطرت نیك سرشت است و پرستش و پرسیدن را دوست دارد. شیطان گاهی برا ی فریب حتی ازهمین فطرت پاك استفاده می كند به گونه ای كه انسان را وادار به گناه و عمل غیر اخلاقی می نماید و می گوید خداوند توبه پذیر است و بعدا توبه خواهی كرد و چندان او را به این عمل وادار می كند كه فرصتی برا ی توبه پیدا نكند . لذا در آیات قرآنی و احادیث تذكر داده شده است كه اطراف گناه نروید چون گناه نكردن آسانتر از توبه كردن است.

توکل به خدا

 

     انسانهای متقی و پرهیز كار آنان كه به عظمت پروردگار به یقین رسیده اند دائما با یاد خداوند قلبشان آرام است (( اَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوُبْ)) و در سخت ترین موقعیت مشكلی ندارند. حضرت یوسف نیز پس از شنیدن سخنان پدر به الطاف خفییه الهی یقین حاصل نمودندلذا وقتی برادرانش او را در چاه افكندند در قعر چاه قلبش آرام بود و چیزی نگذشت كه وعده الهی محقق شد و به او وحی رسید كه غم مخور و دلشاد باش.

صبردر مصائب

 

     آنچه در آیات قرآن و آیاتی در همین داستان آمده است نتیجه گرفته می شود كه باید در مقابل مصائب صابر و بردبار بود و از خداوند استمداد طلبید و تنها او را عبادت كرد (( اِ یّاكَ نَعْبُدُ وَ اِ یّاكَ نَسْتَعینُ)) چون در صورتیكه تنها او را عبادت كنیم و از او استعانت بخواهیم كفایت می كند چون اوست كه تنها می تواند ما را از هر بلایی برهاند و غیر از او را قدرتی نیست .

غلبه قدرت خداوند بر همه قدرتها

 

     طبق ایات وقتی برادران یوسف او را به چاه انداختند به آن اكتفا نكردند و زمانی كه متوجه شدند قافله ای او را در اختیار دارد بسیار از او بد گویی نمودند تا او را كم ارزش و بی مقدار جلو دهند اما چون خواست الهی اقتدار یوسف بود او را به اقتدار رسانید و مقام نبوت را به او اعطا نمود و همه در مقابل قدرت و عظمت او مغلوب و ناتوان بودند. گر چه بسیاری از مردم بر این حقیقت آگاه نیستند كه امر خداوندبر همه نافذ و قاهر است و اراده خلق مقهور امر حتمی و قطعی خداوند است.

پناه بردن به ذات اقدس الهی در مقابله با نفس پلید

 

     اگر انسان در مقابله با هوای نفس به خداوند پناه ببرد هیچگاه هوای نفس بر او پیروز نخواهد شد همانگونه كه حضرت یوسف در مقابل خواست عمل زشت بانوی خانه تن نداد و به فرمان خداوند پناه برد و اظهار داشت خداوند مرا مقامی منزه و نیكو عطا كرده چگونه خود را به ستم و عصیان آلوده كنم كه خداوند هرگز ستمكاران را رستگار نسازد. در چنین تفكری است كه (برهان روشن )كه لطف خاص خداوند است نصیب یوسف می شود ولی آنجا كه یوسف برای آگاه شدن پادشاه از وضعش در زندان به جوانی متوصل می شود و خداوند را از یادمی برد لطف خداوند شامل حال او نشده و مدت زیادی در زندان می ماند.

 

نجات توسط خداوند پس از پناه بردن به ذات اقدس او

    

     اگر انسان به ذات اقدس الهی از شر شیطان پناه ببرد خداوند خود راه نجات فراهم می كند همانگونه كه برای یوسف پس از پاسخ ندادن به عمل زشت بانوی خانه و فرار او ودر معرض تهمت و افتراء  قرار گرفتن راه نجات پیدا نمود. (سخن گفتن كودك در گهواره)

پیدا نمودن مقام در نزد پروردگار نیازمند تلاش و کوشش است

   

      اگر بخواهیم در نزد پروردگار دارای مقامی باشیم باید بها پرداخت كنیم و به بهانه مقام قرب الهی حاصل نخواهد شد . همانگونه كه یوسف پس از اثبات بی گناهی به دلیل حسن و جمالی كه پروردگار به او بخشیده بود در امان نبود و برای نجات از گرفتاری و پاكی عفت خود زندانی شد و با این وسیله مكرو دسیسه زنان را از خود دور نمود.

وجود نیرو ، و حسی غیر از حواس ظاهری

 

       در قرآن كریم بارها و در قصص مختلف در این باره سخنانی آورده شده است كه انسان در عالم خواب چیزهایی به او می رسد كه واقعیت دارد و در عالم بیداری ظاهر می شود كه به رویای صادقه معروف است مثل همان خوابی كه دو جوان در زندان دیدند و از حضرت یوسف تعبیر خواستند و یا خوابی كه عزیز مصر دید و برای تعبیر از یوسف كمك خواستند ، آنچه مسلم است این است كه انبیاء علم تعبیر خواب داشتند آنجا كه یوسف فرمود: ((این علم را خداوند به من آموخته است زیرا من آئین گروهی كه به خدا بی ایمان و به آخرت كافرندترك گفتم)) و این نشان می دهد كسانی یا افرادی كه به خدا ایمان ندارند نمی توانند تعبیر خواب بنمایند . از طرفی از مقدرات الهی كسی نمی تواند فرار كند وآنچه خداوند برای كسی یا كسانی تقدیر كند بدون كم و كاست انجام خواهد گرفت و اگر در مفاهیم و ادعیه آمده است دعا قضا را بر می گرداند آن قضایی است كه حتمی و قطعی نشده است و آن تقدیر ها با دعا تغییر خواهند كرد.

برنامه ریزی و آینده نگری

 

     خداوند در بیان این داستان واقعیت هایی را برای زندگی بشر نمایان می كند كه دائما در حال اتفاق است و در طول تاریخ تكرار می شود و از این داستانها باید عبرت گرفت آنجا كه حضرت یوسف پس از این كه از او در خواست می شود كه تعبیر خواب كند می گوید نظام اجتماعی و وضعیت آب و هوایی دائما یكسان نیست ودر آینده بنا به خواست پروردگار خوشكسالی پیش خواهد آمد و خداوند ما را می آزماید و لذا بیان می دارد اكنون كه توان بهره برداری صحیح از نعمات الهی وجود دارد باید به درستی استفاده شود و از استفاده نا بجا و اسراف پرهیز شود و با استفاده از روشهای علمی بهره وری بالا رود تا زندگی در پیچ و خم روزگار در حالت تعادل باقی بماند و با این شیوه انسان را به آینده نگری وادار می كند.

نتیجه :

 

     در این مقاله و تحقیق كوتاه كه تنها از یك سوره قرآن آنهم با استفاده از50 آیه صورت گرفت روشن و آشكار می گردد كه قرآن كتاب برنامه زندگی است . انسان هر چقدر از نظر علمی آگاه تر شود برداشتهای او از قرآن وسیعتر خواهد شد و انسان را به این فكر وا می دارد كه اگر فقط و فقط قرآن را سر لوحه كار خویش قرار دهد نیاز به پیروی از بیگانگان ندارد و آنچه آنان به وسیله پیشرفت علوم عقلی بدست آورده اند بسیار كوچكتر از مفاهیم بلند قرآنی می باشد بعنوان مثال اگر در جوامع گوناگون از آزادی سخن گفته می شود واقعیت آزادی ، در اسلام است و اگر از حقوق بشر سخن به میان می آید اسلام به غیر از حقوق بشر حتی حقوق حیوانات را نیز در دستور كار خویش قرار داده است و اگر دانشمندانی در تحقیق پا را فراتر نهاده به كُرات دیگر می روند این قرآن است كه می گوید : ((قُلْ سیرُوا فِی الْارْضِ ثُمَ انْظُررُ اكَیْفَ كانَ عاقِبَهُ  الْمُكَذِّبینَ)) بروید و در زمین بگردید اما چرا ؟ این كه ببینید عاقبت دروغگویان را آنان كه در ظاهر سخنان فریبنده دارند و در عمل اعمالی بسیار پستر از حیوانات . برخورد كشورهای به ظاهر متمدن در زندان های عراق ، افغانستان ، ابوغریب وگوانتانامو كه بر هیچ كس پوشیده نیست.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.